چکیده
یکی از قواعد مهم و پرکاربرد فقهی که در بسیاری از ابواب فقهی بیان شده و فقیهان برای تشخیص و تطبیق احکام شرعی به آن استناد نمودهاند، قاعده الزام است. این قاعده که کاربرد وسیعی در فقه اجتماعی و روابط بینالمللی دارد، از دیرباز چه بهصورت مستقل و چه بهصورت ضمنی مورد توجه فقیهان و اندیشمندان بوده است.
براساس مقتضای قاعده الزام، اگر کسانی معتقد به مذهبی غیر از مذهب تشیع یا معتقد به دینی غیر از دین اسلام باشند، با ضوابط و شرایطی، جایز است آنها را به عقیدهای که دارند و حکمی که به آن ملتزماند، وادار نمود. حضور ادیان و مذاهب مختلف در ایران و توجه به احکام و دستورات مذاهب و ادیان گوناگون از طرفی، و از طرف دیگر پیشرفت روزافزون علوم تجربی و پزشکی، ضرورت بحث دربارهی قاعده الزام و کاربرد آن در فقه پزشکی را مضاعف مینماید.
هدف پژوههی پیش رو، پاسخ به این سئوال مهم است که کاربرد قاعدهی الزام در فقه پزشکی چیست؟ این مقاله که از طریق مطالعات کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی سامان یافته است، ابتدا به مفاد و دلایل این قاعده اشاره مختصری میکند و سپس بررسی تطبیقی کاربرد آن در فقه پزشکی میپردازد و به طور مشخص، سه مسئلهی ضمان پزشک، درمان به محرمات در فرض ضرورت و تشریح (کالبدشکافی) را با توجه به مفاد قاعده الزام بررسی مینماید. نتیجهی تحقیق حاضر، اثبات کاربرد قاعده الزام در سه مسئلهی فوق از نظر فقه پزشکی و قضایی است. کلیدواژهها: قاعده الزام، فقه پزشکی، ضمان پزشک، درمان به محرمات، تشریح اجساد.